به گزارش حق پرس و به نقل از دانشکده حقوق آکسفورد ، پژوهشگران دانشگاه بنگور و دانشگاه بریتیش کلمبیا در نشستی علمی با عنوان «زیر نظر بودن؛ پیامدهای استفاده از پلیس مخفی » به بررسی آثار بلندمدت عملیاتهای مخفی پلیس بر افراد و جوامع پرداختند و بر ضرورت توجه بیشتر به هزینههای انسانی نظارتهای پنهانی تأکید کردند.
این نشست که در فوریه ۲۰۲۵ در چارچوب مجموعه سمینارهای All Souls برگزار شد، بر پایه مقالهای علمی با همین عنوان شکل گرفت و به ابعاد کمتر شناختهشده پلیس مخفی پرداخت؛ رویکردی که در آن مأموران مخفی یا خبرچینها بدون اطلاع افراد تحت نظر، اقدام به جمعآوری اطلاعات میکنند.
پلیس مخفی چیست؟
پلیس مخفی یکی از ابزارهای مهم نظامهای نوین عدالت کیفری محسوب میشود و شامل عملیاتهایی است که عمداً از دید عموم پنهان نگه داشته میشوند. این شیوه میتواند از نفوذ مأموران مخفی در گروههای هدف و استفاده از خبرچینها تا شنود تلفنی و نظارتهای فناورانه را در بر گیرد.
پژوهشگران در این نشست میان «نظارت گسترده» و «نظارت پنهان» تمایز قائل شدند. در نظارت گسترده، افراد به عنوان بخشی از یک جمعیت رصد میشوند؛ اما در نظارت پنهان، تمرکز بر فرد مشخص است و نظارت به صورت نزدیک، شخصی، محرمانه و گاه طولانیمدت انجام میشود.
هزینههای انسانی پلیسگرایی مخفی
اگرچه عملیاتهای مخفی معمولاً با هدف مقابله با جرایم سازمانیافته، تروریسم یا تهدیدهای امنیتی توجیه میشوند، اما آثار انسانی این اقدامات کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
در سالهای گذشته افشا شد برخی مأموران مخفی در جریان نفوذ به گروههای اعتراضی، با زنان فعال در این گروهها روابط عاطفی و جنسی برقرار کردهاند؛ روابطی که بعداً مشخص شد بخشی از مأموریت اطلاعاتی آنان بوده است. این موضوع آسیبهای روانی و عاطفی گستردهای برای قربانیان به همراه داشت.
به اعتقاد پژوهشگران، آسیبهای ناشی از نظارت پنهان تنها به نقض حریم خصوصی محدود نمیشود، بلکه میتواند هویت فردی، توانایی ایجاد روابط اجتماعی و اعتماد افراد به نهادهای حکومتی و پلیس را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
تأثیر نظارت بر فعالان اجتماعی
نتایج یک پژوهش مبتنی بر مصاحبه با هشت فعال محیط زیست که تحت نظارت مخفیانه قرار گرفته بودند نشان میدهد بسیاری از آنان پس از اطلاع از تحت نظر بودن، دچار احساس «واقعیت گسسته» شدهاند؛ وضعیتی که در آن اعتماد به دیگران و احساس امنیت شخصی به شدت آسیب میبیند.
برخی از مصاحبهشوندگان نیز اعلام کردند تجربه نظارت مخفیانه موجب فاصله گرفتن آنان از فعالیتهای اجتماعی و مدنی شده است. در مقابل، گروهی دیگر پس از این تجربه به فعالیت در حوزه مقابله با نظارت دولتی و دفاع از آزادیهای مدنی روی آوردهاند.
آیا افراد تحت نظارت، قربانی محسوب میشوند؟
یکی از مهمترین پرسشهای مطرح شده در این نشست به مفهوم «بزهدیدگی» در زمینه پلیس مخفی اختصاص داشت. پژوهشگران تأکید کردند افرادی که از سوی دولت فریب خورده یا متحمل آسیبهای روانی ناشی از نظارت مخفی شدهاند، بدون تردید قربانی محسوب میشوند.
با این حال، برخی از افرادی که هدف عملیاتهای مخفی قرار میگیرند، ممکن است مرتکب جرایم سنگین شده باشند. از این رو این پرسش مطرح میشود که مفهوم قربانی در چنین شرایطی تا چه اندازه قابل توسعه است و آیا میتوان تمامی افراد تحت نظارت را بزهدیده دانست یا خیر.
ضرورت پژوهشهای بیشتر
شرکتکنندگان در این نشست در پایان خواستار توجه جدیتر نهادهای پلیسی به آثار روانی و اجتماعی نظارتهای مخفی شدند. آنان معتقدند کاهش اعتماد عمومی به نهادهای حکومتی، آسیب به روابط اجتماعی و تضعیف مشروعیت پلیس از مهمترین پیامدهای بلندمدت این شیوهها است.
به گفته پژوهشگران، پذیرش هزینههای انسانی نظارت پنهان از سوی نهادهای انتظامی میتواند نخستین گام در مسیر کاهش آسیبها و بازسازی اعتماد عمومی باشد.
/پایان خبر
بیشتر بخوانید:
-
رهیافت پنجره شکسته؛ چگونه بینظمیهای کوچک به جرایم بزرگ تبدیل میشوند؟
-
بازگشت مجازات تیرباران در امریکا ، جوخه های مرگ احیا می شوند